
هیچ وقت فکر نمیکردم بخوام همچین خاطره همچین اتفاقی اینجا ثبت کنم با اختلاف ناراحت کننده ترین خاطره وبلاگم تا ابد خواهی بود لعنت به همه...
ادامه مطلب
یه جایی همین نزدیکی در بلاگفا خواهیم بود برای انجام و خبر رسانی از احوال خویشتن اگر هنوزم کسی به این خاک خورده تنها می آید گفتیم که باخبر باشد ☺️Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
به این وبم اعتماد ندارم هنوز و حوصله رمزی نوشتنم ندارم یحتمل با حفظ سمت این وبم و نگه داشتنش یه وبلاگ دیگه میزنم اگر کسی بود بیاد خبر بده ادرس بدم بهش...
ادامه مطلب
یکی از شعرای قشنگ حافظ که سالار عقیلی هم خونده اش بهتون توصیه میکنم حتما گوش کنیدیشxa0 مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت خرابم میکند هر دم فریب چشم جادویت پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم که جان را نسخهای...
ادامه مطلب
با اینکه خیلی قالب وبمو خیلی دوس میدارم ولی میخوام عوضش کنم فعلا یه چی خوشحال تر بزارم تا بعد ببینم چی میشه...
ادامه مطلب
یعنی xa0 xa0 یه بیت شعر چقدر میتونه عجیب باشه که کل کلاس در معنی کردنش بمونن راستی شما چی شما میتونید معنیش کنید؟ و درست باشه؟ من خودم تا یه جاییش رفتم بعدش خراب کردم معنی رو خخخخخ دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد xa0 xa0 xa0 xa0 سعادت ان کسی دارد که ازتنها بپرهیذxa0 خدایی بدون کمک گرفتن از نت بگید البته شاید ما خنگیم خخخخخخ ...
ادامه مطلب
xa0 معلم پای تخته داد میزدصورتش از خشم گلگون بودو دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بودولی آخر کلاسیهالواشک بین خود تقسیم می کردندوآن یکی در گوشهای دیگر «جوانان» را ورق می زد.برای اینکه بیخود هایو هو می کرد و با آن شور بیپایانxa0تساویهای جبری را نشان میدادبا خطی خوانا بروی تختهای کز ظلمتی تاریکغمگین بودتساوی را چنین بنوشت : یک با یک برابر استاز میان جمع شاگردان یکیبرخاستهمیشه یک نفر باید بپاخیزد...به آرامی سخن سر داد:تساوی اشتباهی فاحش و محض استنگاه بچهها ناگه به یک سو خیره گشت وxa0معلم مات بر جا...
ادامه مطلب
رمزش اسم اون شخصیه که دوسش دارم فقط اسم وسطش ن اسم کاملش همون اسمی که من صداش میزنم xa0به فارسی...
ادامه مطلب